وظایف فردی در قبال امام عصر (عج)، آن است که هر شیعه در زندگی شخصی خود، با ایمان، تقوا، دعا و انتظار فعال، خود را به امام نزدیک کند. دعا برای فرج، عمل صالح، ترک گناه، و یاری رساندن به مؤمنان، همه وظایف فردیاند. امام صادق علیهالسلام فرمود: مَن سَرَّهُ أن یَکونَ مِن أصحابِ القائم فَلیَنتَظِر و لیَعمَل بِالوَرَع و مَحاسِن الأخلاق. یعنی هرکس میخواهد از یاران قائم باشد، باید انتظار بکشد و با تقوا و اخلاق نیکو زندگی کند.
اما وظایف جمعی، بر دوش نهادها و سازمانهاست؛ حوزههای علمیه، مساجد، هیئتها، رسانهها، و حتی عقیدتی ـ سیاسی نیروهای مسلح. این مراکز باید فرهنگ انتظار را زنده نگه دارند، معرفت امام را در جامعه گسترش دهند، و مردم را برای یاری حضرت آماده سازند. همانگونه که امام خمینی رحمهالله علیه فرمود: «ما همه باید زمینه را فراهم کنیم برای حکومت جهانی حضرت مهدی.» این زمینهسازی، کار جمعی است؛ با تبلیغ، آموزش، رسانه، و عمل اجتماعی.
بخش اول: وظایف مردم
مردم، در عصر غیبت، وظایفی دارند که هرچند کوچک به نظر میرسد، اما در حقیقت رشتههای اتصال به امام زمان (عج) هستند. قرآن کریم میفرماید: یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا. این «سبیلا» به صورت نکره آمده است؛ یعنی راهی کوچک، رشتهای باریک، اما نجاتبخش. همین که کسی نام فرزندش را «مهدی» بگذارد، همین که در خانهها یاد امام زنده باشد، این نخ باریک میتواند در قیامت دستگیر انسان شود.
نباید گفت: «چون برادرم یا برادر همسرم نامشان مهدی است، دیگر نمیتوانم نام فرزندم را مهدی بگذارم.» مگر وقتی برادرتان تلویزیون یا یخچال دارد، شما میگویید دیگر من نداشته باشم؟ چه اشکالی دارد که در همهی خانهها، «فاطمه» باشد، «مهدی» باشد؟ این نامها، چراغهای کوچکاند که دلها را روشن میکنند.
از سوی دیگر، موقوفات برای امام حسین علیهالسلام و حضرت ابوالفضل علیهالسلام فراوان است، اما برای قرآن و امام زمان (عج) اندک. مردم باید در این راه نیز قدم بردارند؛ مثلاً کتابهایی دربارهی امام زمان بخرند و وقف کنند، یا چند هزار جلد کتاب تهیه کنند و میان افراد توزیع کنند. حتی میتوانند کتابها را ارزانتر عرضه کنند تا دسترس همگانی شود.
در روایات آمده است: اگر چیزی برای فرزندت میخواهی بخری، شب جمعه بده تا او با کلمهی جمعه و یاد امام زمان آشنا شود. این یعنی حتی خریدهای کوچک هم میتواند رنگ مهدوی بگیرد.
حدیثی تکاندهنده از امام زمان (عج) نقل شده است: «من، روزی صد بار شما را دعا میکنم.» آیا انصاف است که امام روزی صد بار ما را دعا کند، و ما حتی یک بار دعای «اللهم کن لولیک» بر زبان نیاوریم؟ این کمترین وظیفهی ماست؛ دعا برای فرج، دعا برای سلامتی امام، دعا برای یاری او.
معلمان نیز میتوانند سهمی داشته باشند؛ از دانشآموزان بخواهند انشایی برای امام زمان بنویسند. تجربه نشان داده است که این کار، دلهای نوجوانان را با یاد آقا پیوند میدهد. ستاد اقامهی نماز، سالهاست این کار را کرده و صدها هزار انشا نوشته شده است. این یعنی فرهنگ انتظار، در دل نسل نو ریشه میدواند.
و چه نیکوست اگر هدیهها و چشمروشنیها، کتابهایی دربارهی امام زمان باشد؛ کتابی که نیاز هر فرد را پاسخ دهد، کتابی که معرفت امام را در دلها زنده کند.
اینها نمونهای از کارهایی است که مردم میتوانند انجام دهند؛ کارهایی کوچک، اما اثرگذار. هر نام، هر دعا، هر کتاب، هر انشا، نخ باریکی است که ما را به امام پیوند میدهد. و همین نخهاست که در روز قیامت، دست ما را خواهد گرفت.
بخش دوم: وظایف نیروهای مسلح (عقیدتی ـ سیاسی)
در میان نهادهای اجتماعی، نیروهای مسلح جایگاه ویژهای دارند. سرباز، پاسدار، بسیجی، همه در حقیقت سربازان امام زماناند. این احساس، اگر در دلها زنده شود، خود یک تربیت است. قرآن میفرماید: مله ابیکم ابراهیم؛ یعنی شما فرزندان ابراهیم هستید. پیامبر اکرم نیز فرمود: انا و علی ابوا هذه الامه؛ من و علی پدران این امتایم. حال اگر انسان احساس کند پدرش ابراهیم است، یا خود را سرباز امام زمان بداند، چه تحول بزرگی در روح و رفتار او رخ خواهد داد؟
از همین رو، وظایف عقیدتی ـ سیاسی نیروهای مسلح در عصر غیبت، تنها آموزش نظامی نیست؛ بلکه پیوند دادن دلها با امام زمان است. نیمهی شعبان باید در پادگانها روزی متفاوت باشد؛ روزی که سردوشیها داده میشود، غذا و لباسها رنگ جشن میگیرد، و همه بدانند این روز، روز صاحبالزمان است.
کتابهای ساده اما پرمحتوا باید در میان کادر و سربازان توزیع شود، به مسابقه گذاشته شود، تا معرفت امام در دلها زنده گردد. در مراسم صبحگاهی، نام امام زمان برده شود؛ این ذکر، همان تلقین تربیتی است که روحیهی سرباز را میسازد. وقتی سرباز بداند که او سرباز امام زمان است، نگاهش به خدمت و جهاد تغییر میکند.
این یادآوری باید در مناسبتهای مختلف تکرار شود؛ در جشنها، در آموزشها، در خطبهها. همانگونه که امام خمینی رحمهالله علیه فرمود: «ما همه باید زمینه را فراهم کنیم برای حکومت جهانی حضرت مهدی.» نیروهای مسلح، بیش از هر نهاد دیگری، میتوانند این زمینهسازی را عملی کنند؛ با تربیت سربازانی که خود را سرباز امام زمان میدانند.
بخش سوم: وظایف مساجد و تکایا و صدا و سیما
مساجد و تکایا، قلب تپندهی دینداری در جامعهاند. همانگونه که عاشورا با دیگهای غذا و اطعام عمومی زنده نگه داشته میشود، نیمهی شعبان نیز باید با چراغانیها، اطعامها و جشنها به نسل نو منتقل شود. این انتقال، تنها یک شادی ساده نیست؛ بلکه تربیت است. وقتی کودک و نوجوان در فضای مسجد، شیرینی میخورد، شعر میشنود، و نام امام زمان را میشنود، دلش با یاد آقا پیوند میخورد.
احیای نیمهی شعبان در مساجد، سنتی است که باید زنده بماند. حدیث میگوید: «کسی که شب نیمهی شعبان تا صبح بیدار باشد، دلش زنده است.» این بیداری، یعنی خلاف جریان عمومی حرکت کردن؛ وقتی همه خوابند، او بیدار است، و همین بیداری، دل را زنده میکند. تجربهی دانشگاه تهران نشان داد که برگزاری احیا در نیمهی شعبان، جمعیت زیادی را جذب میکند؛ دانشجویان مقاله میخوانند، سخنرانی میکنند، و دلها با یاد امام زمان روشن میشود.
مساجد باید به فقرا و سالمندان در این روز کمک کنند؛ همانگونه که امام رضا علیهالسلام در عید غدیر برای دوستانش انگشتر میفرستاد، یا پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله برای دوستان حضرت خدیجه گوشت میفرستاد. این بزرگداشت، تنها یک هدیه نیست؛ بلکه پیوندی است میان دلها.
غرفههای کتاب و نوارهای مفید باید در مساجد ایجاد شود. از کسانی که کمتر به مسجد میآیند، باید دعوت خصوصی کرد؛ شاید لباس مناسب نداشته باشند، یا نماز بلد نباشند، اما شیرینی خوردن و شعر شنیدن برایشان آسان است. این دعوت خصوصی، دریچهای است برای جذب دلها.
اما رسانهها، بهویژه صدا و سیما، وظیفهای سنگین دارند. هر شبکه میتواند کار خاصی انجام دهد: یکی اشعار دربارهی امام زمان را پخش کند، دیگری پرسشها را پاسخ دهد، سومی توقیعات را تفسیر کند، و شبکهای دیگر شاعران و نویسندگان بزرگ مهدوی را معرفی کند. صبح جمعه، روز امام زمان است؛ باید شرح دعای ندبه و عهد در این روز پخش شود، آن هم شرحی وزین و سنگین، نه سطحی و ساده.
صدا و سیما باید از نمایشنامهها و فیلمهایی که دربارهی اصحاب امام زمان و سفرای ایشان نوشته شده، حمایت کند. همچنین باید برنامههای برونمرزی تولید کند؛ به زبانهای اسپانیایی، ژاپنی، انگلیسی، عربی، اردو. همانگونه که قرآن میفرماید: خفف الله عنکم وعلم ان فیکم ضعفا؛ خداوند میداند که شما ضعیف هستید، پس تخفیف میدهد. نسل امروز، حوصلهی مطالعهی طولانی ندارد؛ باید مطالب کوتاه و چکیده ارائه شود. بروشورهای ساده، کتابهای مختصر، و برنامههای جذاب، راهی برای رساندن پیام مهدویت به دلهای نسل امروز است.
اینها وظایف مساجد و رسانههاست؛ وظایفی که اگر درست انجام شود، فرهنگ انتظار در جامعه زنده میماند و نسل نو با یاد امام زمان رشد میکند.
بخش چهارم: وظایف واعظان و مداحان، دانشگاهها و نهاد نمایندگی رهبری، و ادارهی اوقاف
واعظان و مداحان، ستونهای تبلیغ دین در میان مردماند. سخنرانی و مداحی، اگر مستدل و پخته باشد، میتواند دلها را به امام زمان پیوند دهد. باید در میان خودشان انتخاباتی داشته باشند تا بهترین و قویترین سخنرانان برگزیده شوند؛ کسانی که سخنشان بر پایهی قرآن و حدیث باشد، نه صرفاً احساسات. دعا و حدیث را ساده نگیریم؛ در دعای ابوحمزهی ثمالی، امام سجاد علیهالسلام عوامل سقوط جامعه را برشمرده است: تنبلی، ترس، بخل، غفلت، سنگدلی، فقر. اینها همان چیزهایی است که اگر در جامعه ریشه بدواند، آن جامعه سقوط میکند. پس واعظان باید این معارف را به مردم منتقل کنند، تا جامعه از سقوط در امان بماند.
دانشگاهها و نهاد نمایندگی رهبری در آنها نیز وظیفهای سنگین دارند. در کتابهای معارف دانشگاه، باید بحث نماز و امام زمان جایگاه ویژه داشته باشد؛ چرا که نماز عمود دین است و امام زمان قطب عالم هستی. دانشجویان باید با کتابهای مفید مهدوی آشنا شوند، آنها را با نرخ ارزان در اختیار داشته باشند، و حتی خودشان با قلم و استعدادشان، مسئلهی مهدویت را بیان کنند. در خوابگاهها، دعای ندبه و سخنرانیهای مهدوی برگزار شود. بروشورهای مفید در شمارگان بالا منتشر گردد. اردوهای زیارتی، پایاننامهها، جشن فارغالتحصیلی در نیمهی شعبان، همه میتواند نسل دانشگاهی را با یاد امام زمان پیوند دهد.
ادارهی اوقاف نیز وظیفه دارد موقوفات مهدیهها را سامان دهد. هیئتهای امنا باید متشکل از اقشار مختلف باشند؛ دانشگاهیان، نسل نو، زنان. در کاشیکاریها و معماری امامزادهها، باید روایات مربوط به امام زمان با خط خوانا نوشته شود. در نیمهی شعبان، بخشی از بودجهی اوقاف باید به برنامههای مهدوی اختصاص یابد. تابلوهای جذاب در امامزادهها نصب شود. مسجد جمکران، که مال خود امام زمان است، باید سامان یابد؛ چرا که هر هفته صدها هزار نفر به خاطر امام زمان به آنجا میآیند. نامگذاری مکانهای مذهبی موقوفه به نام امام زمان نیز وظیفهای مهم است.
اینها همه وظایف واعظان، مداحان، دانشگاهها و اوقاف است؛ وظایفی که اگر درست انجام شود، فرهنگ انتظار در جامعه زنده میماند، نسل نو با یاد امام زمان رشد میکند، و موقوفات و نهادهای دینی به وظیفهی اصلی خود عمل خواهند کرد.
بخش پنجم: وظایف حوزههای علمیه و سازمان تبلیغات + سخن پایانی
حوزههای علمیه، قلب اندیشهی دینیاند؛ جایی که باید بار سنگین مهدویت را بر دوش بکشند. نخستین وظیفهی حوزه، خرافهزدایی است. امروز بازار خرافه داغ است؛ هر کس چیزی میگوید، هر کس ادعایی میکند. وظیفهی حوزه این است که حقیقت را روشن کند، شبهات را پاسخ دهد، و مردم را از انحراف دور نگه دارد. هر طلبه باید سالی دستکم یک کتاب دربارهی امام زمان بخواند؛ این کمترین وظیفهی علمی اوست.
چراغانیها باید در خانهی علما و مدارس علمیه پررنگتر از همهجا باشد. ما سرباز امام زمان هستیم؛ سهم امام را ما میخوریم، پس باید بیش از دیگران اظهار علاقه کنیم. مدرسهی فیضیه باید روشنتر از قصابیها و نانواییها باشد؛ چون ما منسوب به امام زمانیم.
حوزه باید پایگاهی برای پاسخگویی به شبهات داشته باشد؛ با استفاده از اینترنت و ابزارهای نوین، به پرسشهای مردم دربارهی امام زمان پاسخ دهد. باید دورههای تخصصی مهدویت برگزار شود؛ گویندهای که میخواهد دربارهی امام زمان سخن بگوید، باید دهها جلد کتاب خوانده باشد و در جریان شبهات باشد.
سازمان تبلیغات نیز وظیفه دارد مواد علمی، کتابها و مجلات را تهیه و توزیع کند. روحانی در نقاط دوردست باید بداند چه کتابهایی چاپ شده است؛ باید آخرین آثار به دستش برسد. محققان ناشناخته باید شناسایی شوند و یاری شوند؛ همانگونه که در ستاد اقامهی نماز، از مردم خواستیم شعرهای خوبشان را بفرستند و هزاران شعر جمع شد. اگر از مردم یاری بطلبیم، خودشان بهترینها را میآورند.
طلاب باید تشویق شوند که تنها اهل درس و مقاله نباشند؛ باید در چراغانیها، در اطعامها، در مراسمها حضور داشته باشند. طلبه باید هم اهل قلم باشد، هم اهل عمل. همانگونه که حضرت ابراهیم تبر برداشت، یا حضرت موسی با یک سیلی دشمن را از پا درآورد؛ طلبه نیز باید روحیهی عملی داشته باشد.
در حوزهها، دعای ندبه نباید فراموش شود. در رشتههای تخصصی تبلیغ و تفسیر، باید سرفصلهای مهدویت گنجانده شود. نشستها و همایشهای جهانی باید برگزار شود و شخصیتهای جهانی دعوت شوند. همهی اینها، وظایف حوزه و سازمان تبلیغات است؛ وظایفی که اگر درست انجام شود، فرهنگ انتظار در جامعه زنده میماند و نسل نو با یاد امام زمان رشد میکند.
















































