از پروپاگاندای هستهای تا جنگ روانی اقتصادی؛ روایتی از تحرکات رسانههای معاند
موسسه تحلیل داده و هوش مصنوعی «اتراک» در تازهترین گزارش خود با عنوان «وضعیتشناسی تحرکات جریانهای رسانهای معاند در فضای مجازی»، به بررسی فعالیتهای ضدایرانی در بازه زمانی ۱۴ تا ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ پرداخته است. بر اساس این گزارش، براندازان عام با ۷۵ درصد، بیشترین سهم را در تولید و بازنشر محتوا علیه جمهوری اسلامی در بستر ایکس داشتهاند. منافقین با ۱۷ درصد، سلطنتطلبان با ۷ درصد و سایر جریانهای معارض با ۳ درصد در ردههای بعدی قرار دارند.
سهم گفتمانها؛ از براندازی عام تا سلطنتطلبان
بر اساس بررسیهای صورتگرفته در این بازه سهروزه، جریانهای معاند با تمرکز بر جنگ و حواشی آن، محورهای مشخصی را دنبال میکنند. در رأس این جریانها، براندازان عام قرار دارند که با تصاحب ۷۵ درصد از سهم تولید محتوا، عملاً نبض فضای مجازی معاندان را در دست گرفتهاند. پس از آنها، منافقین با ۱۷ درصد و سلطنتطلبان با ۷ درصد، سهم کمتری از این فضا را به خود اختصاص دادهاند. سایر جریانهای معارض نیز با ۳ درصد، عمدتاً شامل فعالان حقوق بشری، قومیتگرایان و گروههای افراطی هستند.
پروپاگاندای هستهای و توهم پایان جنگ
یکی از محورهای اصلی جریانسازی در این ایام، تلاش برای پیوند زدن توافق هستهای ایران و آمریکا با احتمال اتمام جنگ و رفع تحریم و محاصره است. این روایتسازی در حالی انجام میشود که مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند که هیچ تغییری در موضع هستهای کشور ایجاد نشده و هیچ مذاکرهای خارج از چارچوب تعیینشده در دستور کار نیست. همزمان، فضاسازی درباره «نه جنگ، نه صلح» و تدارکات ادعایی آمریکا و اسرائیل برای از سرگیری «عملیاتهای رزمی عمده» در ایران، بخش دیگری از این جنگ روانی را تشکیل میدهد.
جنگ روانی اقتصادی؛ از محاصره دریایی تا گرانی
ادامه جریانسازی حول پیامدهای اقتصادی «محاصره دریایی و هوایی» در شرایط «نه جنگ، نه صلح»، یکی از محورهای کلیدی این گزارش است. در همین چارچوب، عملیات روانی رسانهای بر پیامدهای نوسانات صعودی ارز بر تورم و گرانی اقلام اساسی و خوراکی متمرکز شده است. جریانسازی حول اختلال در تأمین کالای برگ و مقایسه آن با هزینههای میلیون دلاری برای حزبالله و محرومیت مردم، از دیگر تاکتیکهای رسانههای معاند در این بازه بوده است. این در حالی است که بانک مرکزی اعلام کرده تأمین ارز کالاهای اساسی و دارو در اولویت قرار دارد.
سناریوسازی نظامی و ناامنیهای منطقهای
در حوزه امنیتی و نظامی، موجسازی حول مانور و رزمایش نظامی ادعایی جنگندههای رادارگریز اسرائیل بر فراز منطقه ممنوعه، و مانور بر ادعای سنتکام در بازبودن آبراه تنگه هرمز و افزایش صادرات با وجود تداوم محاصره دریایی ایران، از محورهای اصلی بوده است. همچنین، فضاسازی حول ناامنیهای سیستان و بلوچستان و اقدامات مسلحانه جبهه مبارزین بلوچ، و روایت «جنگ خاموش طالبان علیه ایران» با دریافت ماهیانه ۵۰ میلیون دلار از آمریکا و نفوذ عاملان مسلح به ایران، بخش دیگری از این سناریوسازیها را شامل میشود.
سایر جریانهای معارض؛ از حقوق بشر تا فرقهها
در بخش «سایر جریانهای معارض»، فعالان حقوق بشری با ترغیب به امضای الکترونیک دادخواستهایی علیه نظارتهای امنیتی و بیانیههایی در آستانه اکتبر جهانی مبارزه با اعدام فعالیت میکنند. قومیتگرایان کرد و بلوچ نیز با ادعای افزایش فشار و محدودیت، به محکومیتهای قضایی واکنش نشان میدهند. گروههای آنارشیست با شعار «قاضیان مرگ را رسانهای کنید» و مارکسیستها با حمایت از شعارهای اعتراضی در فرانسه و اعتراضات دانشآموزی در کاشان، فعال هستند. جریان «ریاستارت» نیز با واکنش به پیام رئیسجمهور اسرائیل و هشتگ «من ایرانی نیستم، پارسی هستم» سعی در بازتعریف هویت ملی دارد. فرقه «عرفان حلقه» نیز با پاسداشت روز جهانی ارتباطات صلحآمیز و تبریک روز معلم، در حال گسترش اندیشههای خود است.
راهبرد مقابله؛ جهاد تبیین در برابر جنگ شناختی
آنچه این گزارش بهروشنی نشان میدهد، تلاش هماهنگ جریانهای معاند برای تضعیف روحیه جمعی، القای هراس از پیامدهای جنگ و جلوه دادن ضعف در قوای نظامی و دفاعی کشور است. در برابر این جنگ شناختی، راهبرد اصلی، جهاد تبیین و روشنگری مبتنی بر دادههای مستند است. رسانهها باید با تکیه بر شفافیت، دستاوردهای میدانی و پاسخگویی دادهمحور، اجازه ندهند روایتهای جعلی و سناریوهای روانی، جایگزین حقیقت شود. تجربه سه سال گذشته نشان داده است که هر بار جریانهای معاند بر یک محور خاص متمرکز شدهاند، پاسخ مستند و سریع، توانسته است این موجها را در نطفه خفه کند.
آنچه در این گزارش آشکار میشود، یک واقعیت است: جنگ امروز، جنگی ترکیبی است که در آن، فضای مجازی به میدان نبردی تبدیل شده که هر خبری میتواند به یک بحران تبدیل شود. جریانهای معاند با تمرکز بر ۷۵ درصدی براندازان عام، تلاش میکنند با بزرگنمایی مشکلات اقتصادی و امنیتی، مشروعیت نظام را زیر سؤال ببرند. اما تجربه دو دهه گذشته نشان داده است که فشار اقتصادی و روانی، هرگز ملتی را به زانو درنیاورده است. هوشیاری در برابر این موجهای هماهنگ، شرط اصلی حفظ آرامش عمومی است.