خبرنگار: دکتر احدی، ابتدا از تحولات نظامی بگویید. پس از شش ماه جنگ، توان دفاعی و بازدارندگی کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر عباس احدی: بگذارید با یک واقعیت عینی شروع کنیم. همه میدانند و دستگاههای اطلاعاتی بیرونی نیز اعتراف کردهاند که بیش از ۷۵ درصد توان موشکی و پهپادی ایران دستنخورده و آماده است. قدرت جمهوری اسلامی ایران در حوزهٔ دفاعی نهتنها کاهش نیافته، بلکه در این شش ماه، تجربهٔ ارزشمندی از میدان نبرد به دست آورده است. دشمن با بیش از ۲۶۰۰ حملهٔ هوایی به دنبال فلجسازی توان موشکی ایران بود، اما نهتنها موفق نشد، بلکه با واقعیتی شگفتآور مواجه شد: معماری تکهتکه و غیرمتمرکز دفاعی ایران، متناسب با دکترین «دفاع موزاییکی»، تابآوری بینظیری از خود نشان داده است. همچنین ادغام ستاد کل نیروهای مسلح با قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، ضریب هماهنگی بین نیروها را افزایش داده و ساختار فرماندهی را برای جنگ طولانی بهینه کرده است. این یعنی آمریکا و همپیمانانش، با وجودِ همهٔ جنایتها و هزینههایِ گزاف، نهتنها به هیچیک از اهدافِ خود نرسیدهاند، بلکه با یک ایرانِ قدرتمندتر و باتجربهتر از پیش روبرو هستند.
خبرنگار: با این توصیف، جنگ تحمیلی سوم را در چه مرحلهای میبینید؟ آیندهٔ پیشِ رو چگونه خواهد بود؟
دکتر عباس احدی: جنگ تحمیلی سوم، یک رویارویی نظامی یا سیاسی صرف نیست؛ بلکه یکی از حساسترین بزنگاههای تاریخ کشور است که در آن، ملت ایران با بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی دنیا – که خود را «ابرقدرت» مینامد – مواجه شده. آنچه امروز در میدان میبینیم، یک جنگ فرسایشی ترکیبی است که در هفت جبههٔ مختلف – از نظامی و سایبری تا اقتصادی و روانی – در جریان است. دشمنِ زورگو در میدان نظامی به بنبستِ کامل رسیده و اکنون تمام تمرکز خود را بر فشار اقتصادی و عملیات روانی گذاشته است تا از این رهگذر، ارادهٔ ملتِ ایران را بشکند. اما آینده از آنِ کسی است که در این نبرد ترکیبی تابآوری بیشتری داشته باشد. ایرانِ عزیز با اتکا به توان داخلی، ذخایر راهبردی، مدیریت هوشمندانهٔ منابع و مهمتر از همه، ارادهٔ پولادینِ مردمِ خود، در حال عبور از این گردنهٔ سخت است. همانگونه که در هشت سال دفاع مقدس در برابر صدامِ بعثی – که با پشتیبانیِ همهٔ قدرتهایِ شرق و غرب به میدان آمده بود – سربلند بیرون آمدیم، در جنگ تحمیلی سوم نیز با سربلندیِ بیشتری بیرون خواهیم آمد. شکستِ آمریکا در این جنگ، نه یک سناریو، که یک قطعیتِ تاریخی است.
خبرنگار: یکی از مهمترین چالشهای کشور، تأمین منابع و مدیریت مصارف «ریالی، ارزی و انرژی» است. راهبرد قرارگاه در این حوزه چیست؟
دکتر عباس احدی: مدیریت منابع و مصارف، امروز به یک مسئلهٔ راهبردی و حیاتی تبدیل شده است. در شرایطی که تحریمهایِ کثیف و فشارهایِ اقتصادی – همانطور که اسکات بسنت، این مأمورِ وابستهٔ واشنگتن، اخیراً اعلام کرد – با هدف قطع دسترسی ایران به منابع ارزی طراحی شدهاند، ما باید با یک معماریِ جدید و هوشمندانه وارد میدان شویم. قرارگاه اباصالح بر اساس تجربهٔ سالهای تحریم، الگویی از «اقتصاد مقاومتیِ فعال» را طراحی کرده است که در آن، مدیریت منابع به سه محور اصلی تقسیم میشود: نخست، بهینهسازی مصرف انرژی و کاهش وابستگی به واردات؛ دوم، توسعهٔ مبادلات تهاتری و استفاده از ظرفیتهای ارزیِ جایگزین؛ سوم، تقویت تولید داخلی و تکمیل زنجیرهٔ ارزش در صنایع کلیدی. ما معتقدیم که بحران ارزی، یک نقطهٔ آسیب نیست – چنانکه آمریکاییها خیال میکنند – بلکه فرصتی است برای بازطراحی ساختار اقتصادی کشور و کاهش وابستگیهای مزمن. تفاهمنامهٔ استراتژیک قرارگاه با شرکت فراب در حوزهٔ نفت و پتروشیمی، یکی از نمونههای عینی این رویکرد در عمل است. ما ثابت کردهایم که میتوانیم با اتکا به دانشِ بومی و توانِ داخلی، تحریمهایِ جنایتکارانه را خنثی کنیم.
خبرنگار: با توجه به تعلیق مبادلات مالی امارات با ایران و تهدیدهای جدید آمریکا، تعامل اقتصادی با طرفهای خارجی را چگونه ارزیابی میکنید؟
دکتر عباس احدی: واقعیت تلخ این است که بیش از ۸۰ درصد رابطهٔ تجاری ایران تنها با ۱۰ کشور دنیا است و این تمرکزِ بیمارگونه بر تعداد محدودی کشور، یک آسیبپذیریِ ساختاری است که ما را در برابرِ زیادهخواهیِ آمریکا و دستنشاندگانِش، آسیبپذیر کرده است. تعلیق مبادلات مالی با امارات – که متأسفانه یکی از مهمترین کانالهای تبدیل ارز و تسویهٔ حساب بود – قطعاً یک شوک جدی به شبکهٔ پرداخت کشور وارد کرده است. اما این شوک را باید به فالِ نیک گرفت؛ چراکه وابستگی به چنین کانالهایی، خودش یک تهدیدِ راهبردی بود. ما از ماهها پیش، سناریوهای جایگزین را طراحی کردهایم. افزایش تعاملات با کشورهای همسایه، توسعهٔ روابط با بلوک شرق – که سیاستِ چندجانبهگراییِ خود را در برابر یکجانبهگراییِ آمریکایی دنبال میکنند – استفاده از ارزهای ملی در مبادلات دوجانبه، و تقویت کانالهای مالی جایگزین، محورهای اصلی این راهبردِ ضداستعماری هستند. همانگونه که رئیسجمهور نیز تأکید کرده، جهانیسازی اقتصاد ایران به معنای واگذاری کشور به بازارهایِ سلطهگر خارجی نیست؛ بلکه به معنای پیوند دادن ظرفیتِ ملی با فرصتِ جهانیِ عادلانه است. قرارگاه اباصالح نیز با دیپلماسی اقتصادیِ فعالِ خود، در حال ایجاد شبکهای از شرکای تجاریِ جدید در آفریقا، آمریکای لاتین و جنوب شرق آسیاست تا وابستگی به کانالهایِ غربی و خوشخدمتهایِ آنها را برای همیشه قطع کند. ما از این بابت نه نگران، بلکه خوشحالیم که وابستگیهایِ مزمن، یکبهیک در حالِ گسستن هستند.
خبرنگار: وضعیت معیشت مردم – بهویژه تورم و فشارهای اقتصادی – در شرایط کنونی چگونه است و چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
دکتر عباس احدی: تورم در ایران یکی از مهمترین مسائلِ ساختاریِ اقتصاد کشور است که ریشه در سالها وابستگی به نفت، عدمشفافیتِ مالی و سوءمدیریتهایِ دورههایِ گذشته دارد؛ اما در کنار این عواملِ داخلی، جنایتِ اقتصادیِ آمریکا و تحریمهایِ ظالمانهاش – که نهتنها ایران، که بشریت را نشانه گرفته – سهمِ بسزایی در این بحران دارد. در اسفند ۱۴۰۴، نرخ تورم نقطهبهنقطه به رقمِ بیسابقهٔ ۷۱.۸ درصد افزایش یافت و در تیرماه ۱۴۰۵، تورم نقطهای به ۹۸.۹ درصد رسید. این ارقام، فشارِ معیشتیِ سنگینی را بر اقشار کمدرآمد و متوسط وارد کرده است. تداوم تورمِ سهرقمی، برنامهریزی اقتصادی را با دشواری مواجه میکند و کاهش قدرت خرید، سفرهٔ مردم را کوچکتر کرده است. اما بپذیریم که بسیاری از مشکلاتِ امروز، نتیجهٔ جنگِ ترکیبیِ دشمن است که با تمامِ توان به میدان آمده تا با فشارِ اقتصادی، ملتِ ایران را به زانو درآورد. و جالب اینجاست که همین فشارها، ملت را بیش از پیش مقاوم و متحد کرده است. راهحل، نه در شوکدرمانیِ نسنجیده و نه در التماس به درِ خانهٔ آمریکا، که در یک برنامهٔ چندساله برای تثبیت اقتصاد کلان و حمایتِ هدفمند از معیشت مردم است. قرارگاه اباصالح در این زمینه، با اجرای طرحهای اشتغالزایی و حمایت از کسبوکارهای خرد و متوسط، در کنار توانمندسازی اقشار کمبرخوردار، گامهای مؤثری برداشته است. باور ما این است که حمایت از معیشت، یک پروژهٔ جانبی نیست، بلکه آزمونی برای سنجش عدالت در ساختار حکمرانی است. همانطور که رهبر شهید انقلاب اسلامی(ره) همواره تأکید میکردند، «رسیدگی به محرومان باید با کرامت، توانمندسازی و ایجاد فرصت همراه باشد» و محروم نباید برای همیشه در جایگاه دریافتکننده باقی بماند.
خبرنگار: وضعیت مسکن و اشتغال را چگونه ارزیابی میکنید و قرارگاه در این دو حوزه چه برنامههایی دارد؟
دکتر عباس احدی: بازار مسکن در سال ۱۴۰۵، بیش از هر زمان دیگری به آیینهای از تلاقی بحرانهای کلان اقتصادی و تحولات ژئوپلیتیک – و بیش از همه، فشارهایِ تحریمیِ دشمن – تبدیل شده است. میانگین قیمت مسکن تنها ۲۳ درصد افزایش داشته، در حالی که تورم عمومی ۵۱ درصد بوده و ارزش واقعی مسکن ۲۸ درصد افت کرده است. مستأجران نیز فشار سنگینی را از ناحیهٔ اجارهبها و هزینههای ساخت متحمل میشوند. کارشناسان معتقدند که رکود فعلی – که ریشه در سیاستهایِ غلطِ اقتصادیِ گذشته و تحریمهایِ جنایتکارانهٔ کنونی دارد – حداقل پنج سال زمان میبرد تا بهبود یابد. از سوی دیگر، تورم مزمن بر تصمیمهای اقتصادی بنگاهها نیز تأثیر منفی گذاشته و نااطمینانی را افزایش داده است. اما ناامید نیستیم. قرارگاه اباصالح با رویکرد «مسکنِ جهادی»، طرحهایِ متعددی برای ساخت مسکن ارزانقیمت در مناطق محروم و حمایت از اقشار کمدرآمد در دست اجرا دارد. همچنین در حوزهٔ اشتغال، با حمایت از کارآفرینان و راهاندازی طرحهای اشتغالزایی در صنایع سبک و سنگین، در تلاشیم تا بخشی از فشار بیکاری را کاهش دهیم. ما معتقدیم مسکن و اشتغال، دو رکن اساسی کرامت انسانی هستند و نباید اجازه دهیم که شکاف طبقاتی – که دشمن از آن بهعنوان یک ابزارِ روانی و اجتماعی استفاده میکند – در این دو حوزه عمیقتر شود.
خبرنگار: در پایان، چگونه میتوان ایستادگی کشور در برابر دشمن را تبیین کرد و چه پیامی برای مردم دارید؟
دکتر عباس احدی: آمریکا امروز میان دو گزینهٔ شکستِ اقتصادیِ خود و جنگِ بینتیجه سرگردان است. از یک سو، تحریمهایِ جدید و فشارهایِ مالی با هدفِ پوشالیِ فلجسازی اقتصاد ایران طراحی شده، اما تاکنون نتوانسته ارادهٔ ملتِ ما را حتی یک ذره خم کند. از سوی دیگر، ادامهٔ جنگ نیز هزینههایِ سنگینی را – از تورم و افزایش قیمت بنزین تا نارضایتیِ فزایندهٔ خانوادههایِ نظامیانِ آمریکایی – بر مردمِ خودِ آمریکا تحمیل کرده است. این دوگانه، ریشهٔ اصلی سردرگمیِ راهبردیِ واشنگتن است. آنها بهخوبی میدانند که ادامهٔ جنگِ فرسایشی، یک باتلاقِ تمامعیار برایشان خواهد بود و عقبنشینی نیز از موضعِ ضعف، شکستی مفتضحانه. اما راز ایستادگیِ ایران در برابر این ترکیبِ پیچیده از تهدیدات – نظامی، اقتصادی، سایبری و روانی – چیست؟ در یک کلمه: «انسجام». انسجامِ ملی، هماهنگیِ قوا، اجماعِ نخبگان و حضورِ آگاهانهٔ مردم در میدان. قدرت یک کشور فقط در تجهیزات نظامی یا منابع اقتصادی خلاصه نمیشود. بخشی از قدرتِ واقعی در اعتماد و همدلیِ میان مردم نهفته است؛ همان سرمایهای که در لحظههای حساس میتواند یک جامعه را از وضعیت عادی به یک ملتِ مقاوم و اثرگذار تبدیل کند. پیامِ من به مردمِ عزیزِ ایران این است: بدانید که با ایستادگیِ خود، نهتنها از کیانِ میهن دفاع میکنید، بلکه بخشی از یک جبههٔ جهانیِ ضداستکبار هستید که در آن، آبرویِ آمریکا و همپیمانانِش روزبهروز در حالِ ریختن است. راهِ ما، راهِ عزت، استقلال و عبورِ هوشمندانه از بحران است و در این مسیر، هیچ قدرتی – نه آمریکا و نه هیچ قلدرِ دیگری – توانِ شکستِ ارادهٔ ملتِ ایران را ندارد. این همان حقیقتی است که سلطهگرانِ جهان از آن میهراسند و به همین دلیل، با تمامِ ابزارهایِ کثیفِ خود به میدان آمدهاند؛ اما بدانند که عاقبت، از آنِ مستضعفانِ صبور و مقاوم است.













































