با امید، هویت و مسئولیت، جامعهای مقاوم برای ظهور میسازیم
جامعهای که امید را از دست بدهد، در برابر مشکلات، بحرانها و فشارها بهتدریج دچار فرسایش میشود. در مقابل، جامعهای که به آیندهای روشن ایمان داشته باشد، حتی در سختترین شرایط نیز توان ایستادگی، بازسازی و حرکت رو به جلو را حفظ میکند. در فرهنگ شیعه، این سرمایه بزرگ، «مهدویت» است؛ اعتقادی که تنها یک باور کلامی نیست، بلکه مهمترین پشتوانه فرهنگی، اجتماعی و تمدنی شیعه در طول تاریخ به شمار میآید.
عدالت، عقل و معنویت؛ سه ستون جامعه مهدوی
کرامت انسان، یکی از بنیادیترین آموزههای اسلام است. قرآن کریم با صراحت میفرماید: «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»؛ خداوند انسان را صاحب کرامت آفریده است. اما تاریخ بشر، سرشار از صحنههایی است که این کرامت زیر پای قدرتطلبی، تبعیض، استعمار، جنگ، فقر و بیعدالتی لگدمال شده است. اندیشه مهدویت، نوید پایان این وضعیت و آغاز عصر احیای کرامت حقیقی انسان را میدهد. این گزارش، به ابعاد این کرامتآفرینی در حکومت مهدوی و نقش منتظران در تحقق آن میپردازد.
با ایمان، بصیرت و امید، در برابر هجمههای فکری و رسانهای میایستیم
در دنیای امروز، بسیاری از تقابلها دیگر در میدانهای نظامی رخ نمیدهد، بلکه در عرصهٔ اندیشه، فرهنگ، رسانه و افکار عمومی جریان دارد. جنگ نرم، تلاشی است برای تغییر باورها، ارزشها، هویت و سبک زندگی ملتها؛ جنگی که هدف آن، تسلیم کردن ذهنها پیش از تسلط بر سرزمینهاست. در چنین شرایطی، فرهنگ مهدویت میتواند یکی از مهمترین سرمایههای فکری و معنوی جامعهٔ اسلامی برای حفظ هویت، امید و پایداری باشد. این گزارش، به نقش و کارکرد فرهنگ مهدویت در مقابله با جنگ نرم و تهاجم فرهنگی دشمنان میپردازد.
دو بال امید و مسئولیت برای ساختن آیندهای روشنتر
در متون اسلامی، «انتظار» و «استقامت» دو مفهوم مهم و بههمپیوسته به شمار میروند. انتظار، در این چارچوب، تنها امید به آینده نیست، بلکه همراه با پایبندی به ارزشهای اخلاقی، صبر در برابر دشواریها و انجام مسئولیتهای فردی و اجتماعی معنا مییابد. از سوی دیگر، استقامت نیز صرفاً تحمل سختیها نیست، بلکه پایداری بر اصول، حفظ ایمان و ادامه مسیر خیر و عدالت، حتی در شرایط دشوار، تلقی میشود. این دو مفهوم، در کنار یکدیگر، نقشآفرین مسیر تکامل فرد و جامعهاند.
انتظار، نه نشستن برای آینده، که ساختن انسان و جامعه
آیتالله ابراهیم امینی(ره)، از عالمان برجسته معاصر، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و امام جمعه موقت قم، بخش مهمی از فعالیت علمی و تبلیغی خود را به تبیین معارف دینی، اخلاق، تربیت اسلامی و مسائل اجتماعی اختصاص داد. در منظومه فکری ایشان، مسئله مهدویت و انتظار فرج، با «تربیت انسان»، «اصلاح جامعه» و «مسئولیتپذیری مؤمنان در عصر غیبت» پیوندی عمیق داشت. این گزارش، نگاهی است به جایگاه فرج و انتظار در اندیشهی این فقیه وارسته.
ظهور؛ پایان سلطه مستکبران بر جهان
یکی از مهمترین بشارتهای ادیان الهی، پایان یافتن دوران ظلم و استقرار عدالت در سراسر جهان است. در فرهنگ شیعه، این وعدهی الهی با قیام حضرت ولیعصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) پیوند خورده است؛ قیامی که هدف آن، برپایی حکومت الهی، گسترش عدالت، احیای کرامت انسان و از میان برداشتن نظامهای مبتنی بر ظلم و ستم است. از این منظر، ظهور تنها یک حادثهی تاریخی نیست، بلکه نقطهی عطفی در سرنوشت بشر و آغاز عصری نوین از حاکمیت ارزشهای الهی خواهد بود.
عراق، حماسهای فراتر از یک تشییع رقم زد
در روز چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، تشییع پیکر مطهر قائد شهید امت در عراق، با استقبالی روبهرو شد که تحلیلگران آن را نه یک مراسم، که «رفراندومی علیه سازش» و «مانوری قدرت ضداستکباری» توصیف کردهاند. رصد تحلیلی ۶ سکوی اصلی پیامرسان و شبکههای اجتماعی در این بازه، تصویری از یک حماسهی فرامرزی را ترسیم میکند که در آن، پیوندهای عمیق ایمانی و تاریخی دو ملت ایران و عراق، بهنمایش درآمد.
سید مصطفی موسوی؛ از کلاسهای دانشگاه تا خاکریزهای دفاع از حریم اهلبیت(ع)
۱۸ آبان ۱۳۷۴، تهران، یک نوزادِ سید، چشمانش را به دنیا گشود. کسی نمیدانست که این کودکِ بیست ساله، روزی نام خود را در میان «جوانترین شهید مدافع حرم ایران» ثبت خواهد کرد. سید مصطفی موسوی، دانشجوی رشته مکانیک دانشگاه آزاد تهران غرب، وقتی طعمِ عشق به اهلبیت(ع) را چشید، از کلاسهای درس دل کند و به خاکریزهای دفاع از حضرت زینب(س) پیوست. او که میتوانست با مدرک دانشگاهیاش، آیندهای درخشان برای خود بسازد، راهی را برگزید که در آن، «شهادت» بالاترین درجه بود.
از نماز آیتالله جوادیآملی در جمکران تا دریای جمعیت
تشییع پیکر مطهر قائد شهید امت در شهر قم، بار دیگر معادله منحصربهفرد این شهر را در معرض دید ناظران داخلی و خارجی قرار داد. معادلهای که در آن، پیوندهای بنیادین تاریخی و مذهبی با گسترهی کمنظیر حضور مردمی، در هم تنیده میشود و حماسهای میآفریند که نه در تهران، نه در مشهد و نه در هیچ جای دیگر، به این شکل و با این کیفیت تکرار نمیشود. این گزارش، نگاهی است به اضلاع این معادلهی تاریخی.






































































