چگونه انصارالله معادلات یمن را به نفع خود تغییر داد؟
چگونه انصارالله معادلات یمن را به نفع خود تغییر داد؟
پس از یک دهه جنگ، محاصره و بمباران، معادلات میدانی و راهبردی در یمن به‌طور بنیادین تغییر کرده است. انصارالله اکنون کنترل بخش عمده خاک یمن، از جمله سواحل راهبردی دریای سرخ و تنگه باب‌المندب را در اختیار دارد و نیرویی برای توقف پیشروی آن روی زمین دیده نمی‌شود. همزمان، ائتلاف سعودی با فروپاشی ساختاری، انزوای دیپلماتیک و بی‌اثری سیستم‌های دفاعی گران‌قیمت خود روبه‌روست.

برتری میدانی انصارالله؛ نیرویی که متوقف نمی‌شود

نیروهای یمنی در روزهای اخیر مناطق ساحلی «کهبوب» در جنوب یمن و جزیره «پریم» در دهانه باب‌المندب را به کنترل خود درآوردند و در ادامه، شهر بندری «موکا» را نیز تصرف کردند. تحلیلگران این پیشروی‌ها را «مهم‌ترین تحول منطقه‌ای از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶» توصیف کرده‌اند.

در مقابل، نیروهای تحت حمایت سعودی از هشت فرماندهی متفاوت تشکیل شده‌اند که فاقد انسجام و هماهنگی لازم هستند. حکیم المصمری، بنیان‌گذار «یمن پست»، در این باره می‌گوید: «انصارالله یک جبهه متحد است، در حالی که نیروهای دولتی مورد حمایت بین‌المللی تحت هشت رهبری متفاوت قرار دارند؛ بنابراین نمی‌توانند متحد شوند و انتظار همکاری و هماهنگی داشت». او همچنین فقدان حضور فرماندهان سعودی در خطوط مقدم را عامل اصلی عقب‌نشینی سریع نیروهای وابسته دانسته است.

از دست رفتن توان صادرات نفت عربستان

انصارالله از ژوئیه ۲۰۲۶ محاصره دریایی علیه عربستان را اعلام کرد و از آن زمان، بارها به نفتکش‌های سعودی در دریای سرخ و خلیج عدن حمله کرده است. در نتیجه این حملات، صادرات نفت خام عربستان در ماه اوت به حدود ۳ میلیون بشکه در روز سقوط کرد که پایین‌ترین سطح از سال ۲۰۱۷ محسوب می‌شود.

علاوه بر این، خط لوله شرق-غرب عربستان که روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت را از میادین شرقی به بندرهای غربی منتقل می‌کرد و حدود ۴ تا ۵ درصد عرضه جهانی نفت را تشکیل می‌داد، هدف حمله قرار گرفت و به‌طور موقت تعطیل شد. همزمان، پالایشگاه نجران و تأسیسات آرامکو در چند نقطه دیگر نیز با موشک‌های یمنی هدف قرار گرفتند. این وضعیت، عربستان را در وضعیتی قرار داده که یکی از تحلیلگران آن را «بن‌بست سه‌مسیره» توصیف کرده است: تنگه هرمز در شرق، باب‌المندب در جنوب و مسیر زمینی به دریای سرخ — هر سه مسیر صادرات نفت این کشور همزمان در معرض تهدید قرار گرفته‌اند.

پیشروی به سوی مناطق نفت‌خیز مأرب

انصارالله علاوه بر تسلط بر سواحل، درصدد تصرف مناطق نفت‌خیز یمن مانند استان مأرب است. این استان که یکی از مهم‌ترین مناطق تولید نفت و گاز یمن محسوب می‌شود، در ماه‌های اخیر شاهد حملات موشکی و پهپادی مکرر نیروهای یمنی بوده است. رسانه المیادین گزارش داده که موشک‌های بالستیک یمنی مراکز تجمع نیروهای وابسته به سعودی در مأرب را هدف قرار داده‌اند. تسلط انصارالله بر مأرب می‌تواند به معنای از دست رفتن آخرین منابع نفتی مهم تحت کنترل دولت مورد حمایت ریاض باشد.

چالش پدافندی یمن برای جنگنده‌های سعودی

پدافند هوایی یمن در ماه‌های اخیر بارها جنگنده‌های سعودی را با چالش جدی مواجه کرده است. یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، اعلام کرد که پدافند این کشور در ۱۴ سپتامبر دو دسته جنگنده سعودی شامل جنگنده‌های «تایفون» و «F-15» را در آسمان استان صعده رهگیری کرده و با «چندین موشک پدافندی ساخت داخل» آنها را مجبور به بازگشت کرده است. با وجود ده‌ها حمله هوایی سعودی در یک شبانه‌روز، پدافند یمن توانسته است بخش عمده‌ای از این حملات را خنثی کند و به گفته منابع یمنی، «بی‌اثری سیستم‌های دفاعی غربی گران‌قیمت در حفاظت از آسمان عربستان» آشکار شده است.

ترکیه و پاکستان؛ همراهی در کلام، بی‌عملی در میدان

پس از تشدید حملات انصارالله علیه عربستان، ترکیه و پاکستان در چارچوب «پیمان دفاعی مشترک مکه» که در ۷ اوت ۲۰۲۶ میان سه کشور امضا شده بود، وارد عمل نشدند. هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، در ۱۹ سپتامبر اعلام کرد که آنکارا «آماده» است تا بر اساس این پیمان به عربستان کمک کند. اما این اعلام آمادگی، در حد یک بیانیه دیپلماتیک باقی ماند و هیچ اقدام عملیاتی واقعی از سوی ترکیه یا پاکستان صورت نگرفت. پاکستان نیز رسماً اعلام کرد که هنوز درباره اقدام نظامی بر اساس پیمان مشترک تصمیم‌گیری نکرده و در «زمان مناسب» اقدام خواهد کرد. عدم تحقق این وعده‌ها، نشان‌دهنده فاصله میان تعهدات کلامی و اراده واقعی برای ورود به یک جنگ فرسایشی است.

اسرائیل؛ تنها کمک اطلاعاتی، آن هم با واسطه

رژیم اسرائیل نیز تنها پذیرفته است که به عربستان کمک اطلاعاتی ارائه کند. بر اساس گزارش روزنامه صهیونیستی «والا»، ریاض از طریق فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) به‌طور غیرمستقیم از تل‌آویو درخواست کمک کرده و اسرائیل نیز اطلاعاتی درباره موقعیت نیروهای انصارالله را از طریق واشنگتن به سعودی منتقل کرده است. این سطح از کمک — که حتی با واسطه آمریکا انجام می‌شود — بسیار محدودتر از آن است که بتواند پیشروی میدانی انصارالله را متوقف کند.

ترامپ درخواست کمک بن سلمان را رد کرد

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ۱۰ سپتامبر دو بار درخواست محمد بن سلمان برای حملات هوایی آمریکا علیه انصارالله را رد کرد. دو مقام آمریکایی به Axios گفتند که ترامپ در تماس تلفنی با بن سلمان، تأکید کرد که واشنگتن «هیچ برنامه‌ای برای مداخله مستقیم نظامی در یمن ندارد». نکته قابل توجه آن است که آمریکا حدود ۲۰۰ پرسنل نظامی در عربستان مستقر کرده که به ارائه اطلاعات، تحلیل میدان و برنامه‌ریزی عملیات مشترک می‌پردازند، اما اجازه مشارکت مستقیم در درگیری را ندارند. فرماندهان آمریکایی نیز به همتایان سعودی خود اعلام کرده‌اند که دستور ترامپ «تمرکز بر ایران و تنگه هرمز و پرهیز از گشودن جبهه دوم» است.

انصارالله: تنها توافق جامع، نه آتش‌بس موقت

عربستان که اکنون خود را در وضعیت انزوای راهبردی می‌بیند، خواهان یک آتش‌بس دو هفته‌ای شده است. اما انصارالله این پیشنهاد را رد کرده و تأکید کرده که تنها یک توافق جامع را می‌پذیرد که شامل دو شرط اساسی باشد: رفع کامل محاصره و به رسمیت شناختن صنعا به‌عنوان مرکز مشروع قدرت در یمن.

محمد عبدالسلام، سخنگوی انصارالله و رئیس تیم مذاکره‌کننده این جنبش، در گفت‌وگو با رویترز اعلام کرد: «عربستان باید پایان تجاوز را اعلام کند و محاصره را به‌طور کامل بردارد. ارائه ایده‌هایی که بیش از یک سال درباره آنها بحث شده، چیز جدیدی به میز مذاکره نمی‌آورد». این موضع قاطع، نشان‌دهنده اعتماد به نفس راهبردی انصارالله است که اکنون در موضع برتر میدانی قرار دارد.

قدرت ارتجاعی مقاومت یمن

آنچه در مجموع این تحولات قابل ارزیابی است، تغییر بنیادین موازنه قدرت در یمن به نفع انصارالله است. عربستان سعودی که با یک ائتلاف گسترده و حمایت غرب، هدف سرنگونی انصارالله را دنبال می‌کرد، اکنون خود در موضع دفاعی قرار گرفته و نه از متحدان منطقه‌ای خود (ترکیه و پاکستان) کمک عملی دریافت می‌کند، نه از آمریکا (که درخواست‌هایش را رد کرده) و نه از اسرائیل (که تنها اطلاعات به‌واسطه می‌فرستد). این انزوای راهبردی، در کنار فروپاشی توان نظامی ائتلاف و از دست رفتن توان صادرات نفت، ابعاد یک شکست راهبردی تمام‌عیار را برای ریاض ترسیم می‌کند. انصارالله با اتکا به قدرت ارتجاعی خود — یعنی توانایی بازسازی و پیشروی مستمر در برابر فشارهای ناهماهنگ دشمن — نشان داده است که الگوی «قدرت از درون» در برابر «قدرت از بیرون» — یعنی اتکا به توان بومی در مقابل وابستگی به ائتلاف‌های خارجی — به برتری رسیده است.