۸ آذر؛ روزی که تیم ملی در قلب مردم جا داشت و شادی یک ملت را رقم زد
۸ آذر؛ روزی که تیم ملی در قلب مردم جا داشت و شادی یک ملت را رقم زد
۸ آذر ۱۳۷۶ تنها یک تاریخ در تقویم فوتبال ایران نیست؛ روزی است که مردم، بدون فاصله و بدون دعوت، شادی صعود به جام جهانی را در خیابان‌ها جاری کردند و رابطه‌ای کم‌نظیر میان تیم ملی و جامعه شکل گرفت. اکنون در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، بازخوانی آن تجربه تاریخی بار دیگر این پرسش را پیش روی فوتبال ایران می‌گذارد: محبوبیت چگونه ساخته می‌شود؛ با کلمات یا با عملکرد؟

۸ آذر برای فوتبال ایران خاطره‌ای است که با گذر زمان نه‌تنها کم‌رنگ نشده، بلکه تبدیل به نشانی از وحدت و شادی جمعی یک ملت شده است؛ روزی که صعود تیم ملی به جام جهانی ۹۸ فرانسه، لبخندی مشترک را از شمال تا جنوب کشور گسترانید و اثری ماندگار در حافظه جمعی ایرانیان برجای گذاشت.

در آن شب تاریخی ملبورن، تساوی ۲–۲ مقابل استرالیا تنها یک نتیجه ورزشی نبود؛ آغاز موجی از شادی خودجوش بود که مرز میان تیم ملی و مردم را از میان برداشت. میلیون‌ها نفر بی‌هیچ فاصله‌ای، بی‌هیچ مدیریت یا تبلیغی، ذوق و افتخار خود را به خیابان‌ها آوردند و فوتبال، برای ساعاتی، به بزرگ‌ترین پیوند اجتماعی میان ایرانیان تبدیل شد.

اکنون و در حالی که تیم ملی چهارمین صعود پیاپی خود به جام جهانی را جشن می‌گیرد و به سمت رقابت‌های ۲۰۲۶ می‌رود، یاد آن روز تاریخی بیش از هر زمان دیگری از نگاه تحلیل‌گران و هواداران عبور می‌کند. در این میان، طرح مباحثی درباره «محبوبیت» نسل کنونی در مقایسه با نسل صعود ۹۸، آن‌هم از زبان برخی ملی‌پوشان، واکنش چهره‌های سرشناس آن دوران را برانگیخته و زمینه شکل‌گیری یک دوگانه نسلی جدید را فراهم کرده است؛ دوگانه‌ای که با وجود جذابیت رسانه‌ای، کمکی به مسیر فوتبال ایران نمی‌کند و تنها فضای گفتگو پیرامون تیم ملی را آشفته‌تر می‌سازد.

حقیقت این است که محبوبیت در فوتبال نه با اظهارنظرها و نه با مقایسه‌های پرتنش ساخته می‌شود. محبوبیت محصول پیوند طبیعی تیم با هواداران است؛ پیوندی که در زمین شکل می‌گیرد و در خیابان‌ها به رسمیت شناخته می‌شود. ۸ آذر ۷۶ نماد همین رابطه است؛ رابطه‌ای که در آن مردم نه نظاره‌گر، که «همراه» تیم بودند. شادی‌شان از جنس صمیمیت و تعلق بود؛ احساسی که از دل بازی بیرون آمد و با هیچ ابزار تبلیغاتی قابل خلق نیست.

نسل امروز اگر می‌خواهد میراث آن روز را ادامه دهد، بیش از هر چیز باید از حاشیه‌ها فاصله بگیرد و به بنیان فوتبال بازگردد: تلاش، تعهد و بازی‌هایی که بتوانند مردم را با خود همراه کنند. فوتبال، برخلاف بسیاری از حوزه‌ها، هیچ‌گاه با ادعاهای بیرون از میدان قانع نمی‌شود؛ محبوبیت تنها زمانی شکل می‌گیرد که هوادار احساس کند تیمش برای او، برای پرچم و برای تاریخ می‌جنگد.

۸ آذر یک خاطره نیست؛ یک معیار است. معیاری برای سنجش فاصله امروز فوتبال با مردم. اگر دوباره قرار است روزی مانند آن در تاریخ ثبت شود، راهش نه از جدال‌های نسلی، که از بازسازی همان احساس مشترک می‌گذرد؛ احساسی که هنوز پس از ۲۷ سال در ذهن فوتبال‌دوستان ایرانی زنده است و مزه شیرینش از یادها نرفته.