در سال ۱۴۰۴، جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با شرایط پیچیده و سرنوشتساز قرار دارد. سالی که ملت ایران، با وجود تمام فشارها و تهدیدات جهانی، نشان خواهد داد که ایستادگی در برابر ابرقدرتها نه تنها همچنان ممکن است، بلکه حتی در برابر تمام گزینههای سخت و نرم که این قدرتها در طول سالها علیه ایران مطرح کردهاند، اثرگذاری ندارد. برای ایران، این سال، سال اثبات اقتدار و استقلال در برابر فشارهای خارجی است.
رهبر انقلاب در چنین مقطعی که کشور با بحرانهای متعددی دست به گریبان است، از مردم میخواهند که همانند دوران جنگ تحمیلی، در کنار هم بایستند. درخواست ایشان برای حمایت از رئیسجمهور و دولت، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ این سخنان رهبری تحلیل دقیق از وضعیت کنونی است. در شرایطی که دولت در حال مدیریت بحرانهای اقتصادی، کمآبی، پروژههای نیمهتمام و تبعات تحریمها است، نیاز به همبستگی و حمایت از دستگاه اجرایی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
در چنین مقطعی، دولت بهعنوان ارگان اجرایی اصلی کشور، مسئولیت سنگینی در راستای تحقق اهداف ملی دارد. مشکلاتی چون کمآبی، بحرانهای اقتصادی ناشی از سالها تحریم، و پروژههای ناتمام، در کنار پروژههای شوم دشمنان برای تضعیف دولت، تمام تلاشها را در مسیر سختی قرار داده است. در این میان، ابرقدرتها و دشمنان ایران با انواع ابزارهای رسانهای و تبلیغاتی در پی تحریف واقعیتها و ایجاد بحرانهای داخلی هستند. اینجا است که همراهی مردم و نخبگان با دولت برای مقابله با فشارهای خارجی و داخلی اهمیت مضاعفی پیدا میکند.
رهبر انقلاب بهخوبی درک میکنند که در چنین شرایطی، حمایت از دولت بهویژه در مسائل اجرایی یک امر ضروری است، نه فقط بهعنوان یک توصیه اخلاقی، بلکه بهعنوان یک ضرورت استراتژیک برای حفظ ثبات و جلوگیری از بیثباتی. حمایت از دولت، به معنای دفاع از اراده ملت در برابر فشارهای خارجی و در راستای حفظ استقلال کشور است. در این راستا، نقد دلسوزانه و منصفانه باید در چارچوبی صورت گیرد که به تقویت وحدت ملی و تقویت جبهه داخلی کمک کند، نه اینکه زمینهساز تفرقه و اختلافات داخلی شود.
تضعیف دولت، تحت هر عنوانی، به معنای تضعیف کشور در برابر دشمنان خارجی است. ایجاد فضای دوگانگی و قطبیسازی تنها به نفع پروژههای بیثباتکننده خارجی خواهد بود. در این شرایط، باید همه اقشار جامعه، گروههای سیاسی و نخبگان بدانند که وظیفهای ملی بر دوش آنهاست: حمایت از دولت و ادامه مسیر خدمترسانی به مردم.
در کنار دولت، نخبگان، بخش خصوصی و سایر ارکان نظام باید در این مقطع تاریخی بهطور هماهنگ در جهت پیشبرد پروژههای نیمهتمام و خدمترسانی به مردم حرکت کنند. این مشارکت جمعی و همکاری میتواند مسیر کشور را از بحرانها عبور دهد و به توسعه پایدار منتهی شود.
در نهایت، حمایت از دولت در شرایط کنونی، نهتنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه یک تکلیف ملی است. این حمایت از یکسو بهمنزله حفظ استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی در برابر تهدیدات خارجی است و از سوی دیگر، بخشی از همان «اتحاد مقدس» است که همیشه ضامن بقا و سربلندی ملت ایران در برابر چالشهای تاریخی بوده است.


















































