در روزگاری که جبهه مقاومت، ستونهای استوار و بیادعای خود را یکییکی در آتش کینه دشمنان از دست میدهد، نام سردار شهید سیدرضی موسوی همچون ستارهای آرام و کمصدا، اما تعیینکننده و راهبردی بر آسمان تاریخ میدرخشد؛ مردی که سالها پیش، پیش از آنکه نامش بر خروجی خبرگزاریها بیفتد، وزن امنیت و آرامش منطقه را با قامتی خسته اما با ایمانی استوار به دوش میکشید.
سیدرضی از جنس مردانی بود که از نوجوانی در میدانهای دفاع مقدس آغاز کردند، در آتش جنگ آبدیده شدند و سپس در سختترین سالهای سوریه، پشتیبان واقعی جبهه مقاومت شدند؛ پشتیبانی که اگر نبود، بسیاری از پیروزیهای تکمیلی مقاومت در دمشق، حلب، صحرا و لبنان هرگز محقق نمیشد. او نه فرمانده پشت میز، بلکه فرماندهای پشت صحنه بود؛ همانجایی که بقای مقاومت به یک تصمیم، یک انتقال، یک تجهیز و یک حمایت درست وابسته است.
او سه دهه با تمام وجود جنگید؛ بیهیچ هیاهویی، بیهیچ سخنرانیای، بیآنکه نامش در تیترها بدرخشد. حتی دشمن نیز دیر فهمید این مرد آرام، چه وزنهای است؛ تا جایی که چند بار برای ترورش تلاش کرد و سرانجام با شلیک سه موشک از آسمان جولان اشغالی، خانهاش را در زینبیه هدف گرفت؛ حملهای که هم نشانی از وحشیگری رژیم صهیونیستی بود و هم نشانهای از جایگاه بسیار مهم او در معادلات منطقه.
سیدرضی تنها یک مستشار نبود؛ امین حاج قاسم بود. مردی که سالها رازهای میدان، مسیرهای پشتیبانی و نبض مقاومت را در سکوت مدیریت میکرد. حاج قاسم بارها او را «برادر» خطاب کرده بود و روایت نزدیکان نشان میدهد که پس از شهادت حاج قاسم، سیدرضی چشمانتظار همان سرنوشت بود؛ بیقرار دیدار و مشتاق رفتن.
نقش بیبدیل او در سوریه؛ عقلانیت پنهان جبهه مقاومت
برخلاف تصور عمومی که نقش مستشاران نظامی را صرفاً در عملیاتها میبیند، نقش سیدرضی در سوریه بسیار پیچیدهتر بود:
- او هماهنگکننده امنیتی سطح عالی میان دمشق و تهران بود.
- نقش اصلی او ایجاد ثبات میدانی در مناطق بحرانی مثل دمشق، زینبیه، حرم حضرت رقیه(س)، مناطق ساحلی و مسیرهای ارتباطی بود
- او در تأمین نیازهای میدانی نبردهای مهم مانند القصیر، حلب، تدمر و دیرالزور حضور مؤثر داشت
- بسیاری از انتقالها و طراحیهای حساس مقاومت در سوریه، بدون نقش او ممکن نبود.
در واقع، عملیاتهایی که نام فرماندهان میدانی در آنها مطرح میشود، معمولاً به پشتیبانیهایی نیاز دارند که پشت پرده انجام میشود؛ پشتیبانیهایی که اگر حتی یکی از آنها مختل شود، کل معادله میدانی فرو میریزد.
سیدرضی یکی از سه فردی بود که این معادلات را نگه میداشت.
چرایی ترور؛ چرا رژیم صهیونیستی او را هدف گرفت؟
ترور سیدرضی موسوی، یک اقدام تصادفی نبود؛ یک «تصمیم امنیتی» بود. دشمن او را از سه جهت بسیار خطرناک میدانست:
۱) او یکی از آگاهترین افراد نسبت به شبکه راهبردی مقاومت بود
دانش او از شریانهای لجستیکی، اطلاعاتی و انسانی مقاومت، بیبدیل بود.
۲) او یکی از طراحان اصلی پشتیبانی مقاومت در عصر پس از حاج قاسم بود
این یعنی او پازل راهبردی ایران در منطقه را منسجم نگه میداشت.
۳) شخصیتی حذفناپذیر و جایگزینسخت بود
تروری که با سه موشک بالستیک هدایتشونده انجام شد، نشان میدهد رژیم صهیونیستی نسبت به اهمیت او کاملاً آگاه بوده است.
سیدرضی به آرزوی دیرین خود رسید؛ در نزدیکی سالگرد حاج قاسم، در همان جغرافیای جهاد، در کنار همان مردم مظلوم و در همان خط مقاومتی که عمر خود را صرف آن کرد. شهادت او پیام روشنی دارد:
مقاومت ستونهایش را از دست میدهد، اما هر ستون که فرو میافتد، بنای مقاومت راسختر میشود.
اکنون نام شهید سیدرضی موسوی نه فقط یادآور یک قهرمان زنجانی یا یک مستشار ارشد سپاه، که نماد مردانی است که تاریخ را بیصدا اما ماندگار میسازند؛ مردانی که امنیت منطقه، ایستادگی ملتها و آرامش امت اسلامی، وامدار ایثارشان است.
روحش قرین رحمت، نامش چراغ راه، و یادش سرمایهای بزرگ برای نسل جوانی است که باید بداند امنیت، با خون همین مردان جانبرکف تنیده شده است.
















































