هشدار یک اندیشکده آمریکایی: ایرانِ پساسقوط، در آستانه سناریوی جنگ داخلی و چندپارگی امنیتی
اندیشکده آمریکایی «میدلایست فورم» در گزارشی تحلیلی با تمرکز بر تجربه جنگ داخلی سوریه و تحولات کشورهای پساسقوط، نسبت به پیامدهای احتمالی فروپاشی ساختار سیاسی در ایران هشدار داده و تأکید میکند که خلأ قدرت در ایران میتواند زمینهساز درگیریهای داخلی، رقابتهای خونین نخبگانی و مداخلات چندلایه خارجی شود؛ سناریویی که بهمراتب پیچیدهتر و پرهزینهتر از نمونههای منطقهای خواهد بود.
بازتاب و روندهای برجسته سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای کشور در ۱۵ دی ماه ۱۴۰۴
رصد روزانه فضای مجازی نشان میدهد همزمان با تشدید تحرکات رسانهای معاندین در حوزه سیاست داخلی و خارجی، تلاش برای بزرگنمایی میدانی اعتراضات، پیوندزدن مطالبات اجتماعی با سناریوهای فشار خارجی و افزایش جنگ شناختی در دستور کار قرار گرفته است. در این میان، تأکید مسئولان بر گفتوگو، کاهش توان روایتسازی اپوزیسیون و تمرکز افکار عمومی بر مؤلفههای اقتصادی و معیشتی، تصویری چندلایه و متعارض از صحنه کنونی فضای رسانهای کشور ترسیم میکند.
شهید سرلشکر ولیالله فلاحی؛ نماد تعهد، تخصص و ایثار
شهید امیر سرلشکر ولیالله فلاحی از فرماندهان برجسته ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که با نقشآفرینی در تثبیت ارتش پس از انقلاب و حضور مؤثر در روزهای آغازین دفاع مقدس، جایگاهی ماندگار در تاریخ نظامی کشور یافت و سرانجام در سانحه سقوط هواپیمای سی-۱۳۰ در مهر ۱۳۶۰ به شهادت رسید؛ نامی که امروز نماد تعهد، تخصص و ایثار است.
قسمت نهم: گذار از امنیت شغلی به امنیت مهارتی
در دنیای امروز، دیگر «امنیت شغلی» به معنای داشتن یک موقعیت ثابت و بلندمدت نیست؛ آنچه آرامش واقعی میآفریند، «امنیت مهارتی» است؛ یعنی توانایی یادگیری، انطباق و بهروز نگهداشتن مهارتها که فرد را حتی در دل تغییرات و عدمقطعیت، توانمند و مطمئن نگه میدارد.
نقد گفتمانی توئیت شریفیزارچی علیه رهبر معظم انقلاب
جمله علی شریفیزارچی ـ «علی خامنهای رهبر من نیست» ـ در ظاهر یک اعتراض فردی است؛ اما در عمق، همان خطای دیرینه روشنفکری ایرانی را آشکار میکند: بریدگی از تاریخ، بیریشگی در جامعه، و فروکاستن سیاست به سطح احساس و ژست. این همان عقل بریدهای است که آوینی هشدار داده بود؛ ذهنی که میپندارد با واژهها میتواند واقعیت را از کار بیندازد، حال آنکه تاریخ دیروز و امروز همه ژستها را درهم میشکند.
بازتاب و روندهای برجسته سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و رسانهای کشور در ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴
بررسی رصد روزانه فضای مجازی و رسانهها نشان میدهد همزمان با تحولات ونزوئلا، جریانهای معاند با تمرکز بر عملیات ارعاب شناختی، پیوندسازی میان اعتراضات داخلی و فشار خارجی، برجستهسازی روایتهای احساسی و فعالسازی هشتگهای هدفمند، در پی القای بیثباتی و فراگیری نارضایتی هستند؛ در مقابل، رشد گفتمان تفکیک اعتراض مشروع از اغتشاش، افزایش ترندهای مذهبی و استمرار دغدغههای اقتصادی کاربران، تصویر چندلایه و معناداری از افکار عمومی ترسیم میکند.
بازگشت آمریکا به دوران «دیپلماسی آدمربایی»
بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا توسط آمریکا، موجی از هراس و بیاعتمادی را در میان رهبران آمریکای لاتین برانگیخته است؛ اقدامی بیسابقه که حتی صدای متحدان سنتی و رهبران میانهروی منطقه را نیز بلند کرده و پرسشهای جدی درباره آینده دیپلماسی و امنیت سران کشورها در برابر یکجانبهگرایی واشنگتن ایجاد کرده است.
بیانات رهبر انقلاب در پذیرش اعتراض اقتصادی و افشای پروژه دشمن در تبدیل آن به اغتشاش
اعتراضات اخیر در بازار و جامعه، بازتاب فشارهای اقتصادی و معیشتی است؛ رهبر انقلاب با تأکید بر درستی این اعتراضها، مسئولان را موظف به شنیدن مطالبات مردم دانستند و در عین حال هشدار دادند که دشمن میکوشد با سوءاستفاده از این شرایط، اعتراض مشروع را به اغتشاش سیاسی بدل کند.
ونزوئلا، آزمایشگاه هژمونی نظامی آمریکا؛ زنگ هشدار افکار عمومی نسبت به سناریوهای آینده
تحولات اخیر در ونزوئلا، صرفاً یک رخداد نظامی محدود در آمریکای لاتین تلقی نشده، بلکه در افکار عمومی منطقهای و جهانی، بهمثابه نشانهای عریان از خوی تجاوزکارانه ایالات متحده و الگوی تکرارشونده مداخلهگری واشنگتن بازخوانی شده است؛ الگویی که با بهانهسازی، فریب رسانهای و بهرهبرداری از اعتراضات داخلی کشورها، امنیت ملتها را به ابزار تحقق منافع ژئوپلیتیک آمریکا تبدیل میکند.


































































